Und sie sägten an den Ästen,
auf denen sie saßen und schrieen sich zu ihre Erfahrungen,
wie man besser sägen könne
und fuhren mit Krachen in die Tiefe
und die Ihnen zusahen beim Sägen
schüttelten die Köpfe
und sägten kräftig weiter.

Bert Brecht

intro
ukw3
archiv
impressum
kontakt

 

u.-bewussts.   

خودآگاهی و هوشیاری در قبال محیط زیست
شکاف عمیق میان ادعا و واقعیت
Menschheit muss Trendwende bis 2020 schaffen


زمستان غائب، تابستان بیش از حد گرم، سیلابها، تندبادها و طوفان- تاثیر تغییرات آب و هوائی در این میان برای همگی محسوس بوده و در بسیاری عامل برانگیختگی ترس و دلنگرانی می گردد. اما بهت و شگفتی به تنهائی حلال مشکلات زیست محیطی نخواهد شد. چرا مسئولیت در قبال طبیعت برای ما مشکل است؟ و چگونه می توان یاد گرفت، با خودآگاهی و وجدانی بیدار در قبال طبیعت زندگی کرد؟

نوشتهء سوزی راینهاردت از مجلهء علمی ”روانكاوي امروز“

مترجم مهندس جواد ولدان (صابر)
مدیریت و سردبیر پرتال فرهنگی علمی سیاسی ایران آزاد

Www.Iran-Azad.De
Info@iran-azad.de

26 . Juli 2007

قسمت اول

گزارشات در ارتباط با اضمحلال جنگلها، اخبار در مورد سوراخ ازن و بزرگتر شدن دائمی آن، هشدار در رابطه با تهدیدات تغییر آب و هوا- سالهاست که با اخبار بد در ارتباط با موقعیت طبیعت و منابع طبیعی پیرامون خویش زندگی می کنیم. بنابراین دلنگرانی برای محیط زیست و طبیعت تازگی نداشته و در این سالهای اخیر نیز مرتبا افزایش داشته است: در آلمان در سال 2006 در پاسخ به این سوال عمومی و مستقیم در ارتباط با مشکلات مهم فی البداهه از هر چهار نفر یک تن از حفاظت محیط زیست نام می برد (سال 2004: 18 درصد، سال 2002: 14 درصد)- و تقریبا از هر دو نفر یک تن شخصا خود را در ارتباط با تغییرات دراماتیک جوی در معرض تهدید و خطر حس می کند. به این آمار و واقعیات آقای «اودو کوک آرتز» و خانم «آنکه راینگانس-هاینتزه»، که دائما در حال انجام سنجش افکار عمومی، که نیز نمایانگر و معرف واقعی اذهان عموم در موارد گرایشات و روندها در تازه های جامعه هست، دست یافتند. از زمان جدیدترین گزارشات کمیسیون سازمان ملل مرتبط با تغییرات آب و هوا انتظار می رود که دلواپسی و تشویش اذهان و افکار عمومی بار دیگر بشدت افزایش یافته باشد. اگر ما در افزایش تولید دی اکسید کربن به موقع موفقیتی در کشیدن ترمز خطر کسب نکنیم، آخرین شانس و فرصت خود را در جلوگیری از فجایع جوی از دست خواهیم داد: این هستهء اصلی و پیام مرکزی اخطار متخصصین فن است. و اما ما مسلما خواستاریم که از این فرصت استفاده کنیم. اما آیا از عهدهء این کار برخواهیم آمد؟

اینکه ما، در هر حال در حرف هم که شده، مدافع و حافظ طبیعت باشیم، سالهاست که برای بسیاری یک امر مبرهن و پرواضح است. بطور مثال از سال 1990 افراد مورد پرسش یک پژوهش زیست محیطی به شدت این نکته را تائید می نمودند که: «به هنگام خرید اتومبیل، اگر مصرف سوخت موتور کمتر باشد، می بایست داوطلبانه و متواضعانه حاضر به پرداخت پول بیشتری بود. متاسفانه این دیدگاه پر نوید کمتر تا کنون در رفتار مشاهده و عملی گردیده است: هنوز گرایش و روند عمومی در خرید و مصرف اتومبیلهای بزرگ و پرقدرت به چشم می خورد، میان سالهای 1990 و 2002 قدرت موتور یک اتومبیل متوسط بیست و پنج درصد افزایش یافت. تنها در سال گذشته تعداد خودروهای صحرائی  شانزده و نیم درصد افزایش داشته است. از انواع آن که کمتر محیط زیست را به آلودگی و مخاطره می افکنند، آنها که حامل یک موتور گازی می باشند، تا کنون خیلی کمتر مورد استفاده قرار می گیرد: از بیش از چهل و شش میلیون خودروهای شخصی که در آلمان بکار می آیند، تنها تعدادی در حدود پنجاه هزار عدد از آنها دارای موتور گازی می باشند.

بنابراین چانچه مشاهده می کنید، میان دیدگاهها و نگرش خودآگاهانهء اکولوژیکی و عمل واقعی خلاء بزرگی وجود دارد. در پژوهشی که در ارتباط با «تعیین روند خودآگاهی و وجدان زیست محیطی» صورت گرفت، هشتاد و هفت درصد از شرکت کنندگان در این پژوهش، بر این تمایل اتکاء دارند، که از انواع انرژی قابل احیا بعنوان آلترناتیو و جانشین انرژی های مشکل آفرین کنونی بهره گیری شود- اما تنها پنج درصد از افراد همین گروه خود از برق تولید شدهء به طرق اکولوژیک استفاده می نمایند، و فقط هفت درصد از این افراد مصمم به تعویض و استفاده از گونه ای اکولوژیکی در تولید برق می باشند. آشکارا در این ارتباط، دست کم گرفتن و ناچیز شمردن قدرت فردی خویش، عامل اصلی نیست. محققین زیست محیطی «کوک آرتز» و «راینگانز-هاینتزه» بر این اعتقادند، که اکثریت مردم آلمان «به تاثیرات بسزای نقش خویش بعنوان مصرف کننده واقفند». «آنها بر این آگاهند، که بطور مثال بوسیلهء رفتار مصرفی و خریدهای خود و رفتار و برخوردهای صرفه جویانه خویش با انرژی قادر به ایفای نقش پر اهمیت خود در حفاظت محیط زیست هستند.» با این وجود، عدهء کمتری از اینها در زمینهء حفاظت محیط زیست حاضر به قبول مسئولیتی بیشتر و جدی تر از تنها جداسازی آشغال هستند.

چرا میان ادعا و واقعیات اینچنین تناقض و شکافی عمیق به چشم می خورد؟ از یکطرف، علت آن در این تمایل و خصوصیت انسانی، که از مدتها پیش برای روانشناسان جامعه شناس نیز شناخته شده است، قرار دارد: ما می خواهیم ظاهرا بی نقص جلوه گر شده و خود را خوب نشان دهیم، و از اینرو در اینگونه پرسشها جواب مناسب و موردپسند اجتماع را تحویل می دهیم. اینها بیشتر نمایانگر آنند، که خواسته های ایده آل ما از خود چیست، یا در واقع دیگران مایل به شنیدن چه چیزهائی از ما هستند، و نه مطلقا آنچه ما در واقع هستیم. اما بدون تردید متخصصین بر این عقیده اند، که در بخش محیط زیست و زمینه های زیست محیطی تضاد میان نگرش و دیدگاههای والا با رفتار و اعمال غیر صمیمی بنحوی متمایز هویدا می باشد. این می تواند بدان جهت باشد، که در اینجا آمادگی به عمل بشدت به مخارج آن رفتار و اعمال مناسب و شایسته یک محیط زیست سالم وابسته است. و در این ارتباط تنها فشار و مضائق مالی نیست- اگر چه محتملا قیمت گزاف لامپهای صرفه جو علت جدی تدارک و خرید کمتر آنها محسوب می گردند. در اینجا از «مخارج» همچنین نیروی بکاربسته، زحمات محسوس و زمان مورد نیاز منظور می باشند. «هر چه زحمات و مساعی یک رفتار سالم زیست محیطی بیشتر باشد، کمتر هم در عمل پیاده می شود»، این «تئوری مخارج ناچیز» جامعه شناسان زیست محیطی، آقایان «آندریاس دیک مان» و «پتر پرایسن دورفر» است. این تئوری، آنچه را که همواره و به کرات در پژوهشات رفتارهای زیست محیطانهء انسان مشخص و تعیین می گردد، توضیح می دهد: ما داوطلبانه و دلسوزانه به جداسازی آشغالها دست می زنیم، زیرا در مقایسه، کمتر زحمتی در پی دارد. اما اگر در برابر این پرسش قرار گیریم، که بجای اتومبیل از دوچرخه استفاده کنیم، واضح می گردد، که فعالیت ما در رابطه با سالم سازی محیط زیست تنها حرف بوده است. رفتار و عمل مطلوب در اینجا پر زحمت تر بوده و بشدت در روزمره و عادات روزانهء ما تداخل می نماید.

ادامه دارد...

 

Umweltschutzer in Heiligendamm: Schlechtes Klima beim G-8-Gipfel

 

 

UKW3 2006-2007
Info@UKW3.net